ملا خليل بن غازي القزويني
375
صافى در شرح كافى (فارسى)
دُونِهِ ، عبارت است از بيگانهء او در دين كه مخالفان شيعهء اماميّهاند . فاء در فَهُوَ براى تفريع است . الْحَلْوَاء ( به فتح حاء بىنقطه و سكون لام و الف ممدوده ) : آنچه پخته مىشود از عسل و روغن و آرد و مانند آن از جملهء شيرين ؛ و اين جا استعاره شده براى سخنان نامعقول كه آنها را اكابر دنيا از جمله مخالفان ، نُقل مجلس خود مىكنند در طعن بر شيعهء اماميّه و تحسين تأويلاتى كه مانند اضغاثِ احلام است . و هَضم از حَلوا عبارت است از گذرانيدن آنها بعد از شنيدن ، براى طمع در مال آن اكابر . و مىتواند بود كه حَلواء عبارت از عطاياى آن اغنيا باشد به اعتبار تشبيه ايشان به مردگان و تشبيه آن عطايا به حلواى مقابر كه متعارف است . دِينه ( به كسر دال ) عبارت است از مذهب شيعهء اماميّه . الْحَاطِم ( به حاء بىنقطه و [ طاء ] « 1 » بىنقطه به صيغهء اسم فاعلِ باب « ضَرَبَ » ) : شكننده . مراد ، اين است كه : او ننگ آن دين است كه براى طمع در مال به در خانهء مخالف مىرود و آن سخنان را مىشنود و مىگذراند . يعنى : و قِسم دوم كه قصد تفوّق و فريب دارد ، صاحب ناهموارىِ در سخن و تملّق است . بيانِ اين ، آن كه : تفوّق مىكند بر همپايهء خود در علم از جملهء مانندان او و فروتنى مىكند براى مالدارانِ از جملهء بيگانهء او . پس او حلواى مالداران را هضمكننده است و دين خود را شكننده است . پس پوشانيد اللَّه تعالى بنا بر اين ، سخن او را ؛ چه كسى از اهل حق ، ستايش او نمىكند . و بُريد از اثرهاى دانايان كه كتابهاى حديث ايشان باشد ، اثرش را ؛ چه كسى از اهل حق ، كتاب او را اعتبار نمىكند . اصل : « وَصَاحِبُ الْفِقْهِ وَالْعَقْلِ ذُو كَآبَةٍ وَحُزْنٍ وَسَهَرٍ ، قَدْ تَحَنَّكَ فِي بُرْنُسِهِ ، وَقَامَ اللَّيْلَ فِي حِنْدِسِهِ ، يَعْمَلُ وَيَخْشى وَجِلًا دَاعِياً مُشْفِقاً ، مُقْبِلًا عَلى شَأْنِهِ ، عَارِفاً بِأَهْلِ زَمَانِهِ ، مُسْتَوْحِشاً مِنْ أَوْثَقِ إِخْوَانِهِ ، فَشَدَّ اللَّهُ مِنْ هذَا أَرْكَانَهُ ، وَأَعْطَاهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَمَانَهُ » .
--> ( 1 ) . « ظ » : تاء .